پدیدآورنده: مقصود رنجبر ،
،
انقلاب اسلامی در ایران در کنار سایر عوامل تاثیرگذار، به شدت تحت تاثیر فرهنگ سیاسی شیعه و بویژه نهضت عظیم عاشورا قرار داشت . در واقع اگر از منظر نظریه گفتمان به این مسئله نگاه کنیم، گفتار انقلابی امام، دکتر شریعتی، شهید مطهری و دیگر انقلابیون به عاشورا و آیینهای سالیانه مربوط، به آن ماهیت کاملا سیاسی و انقلابی بخشید و در جریان انقلاب اسلامی نقشآفرینی کرد . تاثیر این قرائت انقلابی از عاشورا به حدی بود که میتوان گفت در صورت فقدان آن، انقلاب اسلامی به وقوع نمیپیوست و یا حداقل با این سرعتبه پیروزی نمیرسید .
در این مقاله، قرائت انقلابی رهبران و اندیشمندان انقلابی از جمله حضرت امام، دکتر شریعتی و شهید مطهری و نقش آن در شکلگیری و پیروزی انقلاب اسلامی را برمی رسیم .
امام خمینی و اندیشه عاشورا
بطور کلی تصویری که شیعیان از دوران اولیه اسلام و حکومتحضرت علی (ع) دارند، همواره به صورت آرمانی برای آنان باقی بوده و برای تحقق این آرمان، تلاش و مجاهده میکردهاند . همین آرمان به صورت آرزوی حکومت عدل مبتنی بر قوانین اصیل اسلامی و مبتنی بر روش حکومتی امام علی (ع) در دل و ذهن مردم جاری بوده است . همچنین در برداشت مردم از قیام عاشورا، این حرکت نیز مجاهدهای برای تحقق همان آرمان و آرزو بوده است و با این حال در روند تاریخی تشیع وضعیتی بوجود آمد که هیچگاه علماء و بزرگان شیعه به لحاظ حاکمیت تقیه و مفهوم خاصی از انتظار، برای تحقق این آرمان عملا اقدام نمیکردند . مردم ایران، انقلاب اسلامی را به عنوان فرصتی برای برپایی حکومت عدلی که اندیشهها و آرمانهای شیعی نوید میدادند، دانستند و این ایده در بسیجسیاسی آنان نقش عمدهای ایفاء کرد . این عقیده، هم در بین رهبران مذهبی و هم در بین توده مردم جریان داشت و در واقع رهبران انقلاب این عقیده را به صورت مداوم به مردم منتقل میکردند و ایجاد حکومت عدل اسلامی را هدف انقلاب برشمرده و با بیان جانفشانیهای امام حسین (ع) در این راه، مردم را به جان فشانی برای برپایی حکومت اسلامی فرا میخواندند .
حضرت امام در احیای این اندیشه، نقش مؤثری ایفا کرد . اصولا ایده انقلاب که حضرت امام در جریان انقلاب اسلامی مطرح کردند، خود برگرفته از اندیشه عاشورایی بود که بر اساس آن، وضعیت موجود غیرقابل اصلاح تلقی میشود و تنها از طریق یک حرکت و دگرگونی اساسی میتوان این وضعیت را دگرگون ساخت . در تاریخ معاصر ایران، هیچ یک از جنبشها، دارای ایده انقلابیگری نبودهاند و همگی به رویهها و تحولات صوری پرداختهاند . (1)
ایده سرنگونی حکومتبرای اولین بار در جریان انقلاب اسلامی مطرح شد که امام در طرح آن به شدت تحت تاثیر مبانی تفکر سیاسی شیعه از یکسو و قیام امام حسین (ع) از سوی دیگر بودند . بر اساس مبنای تفکر شیعه، همه حکومتهای موجود نامشروع هستند و باید برای تغییر آنها مبارزه کرد . (2)
بر اساس اندیشه عاشورایی امام حسین (ع) وضعیت موجود جامعه اسلام در آن دوران تنها از طریق یک انقلاب بنیادین که منجر به تغییر حکومتشود، قابل تغییر بود . امام در رهبری انقلاب اسلامی و در ارائه مدل انقلابی خود، تحت تاثیر این ایدهها قرار داشت . به همین دلیل باید ریشه اولیه انقلاب اسلامی را در مبنای فکری مبارزات شیعه جستجو کرد . بر این اساس، مشاهده میکنیم که امام از واژهها، مناسبتها، و ایدههایی که به نحوی به عاشورا و تشیع مربوط است، بیش از دیگر عناصر استفاده میکند . مخصوصا زمانی که امام قصد بسیجسیاسی و انقلابی مردم را دارد، از نمادهای عاشورایی بیشتر بهره میگیرد و ایامی را که هم برای سخنرانیهای آتشین خود انتخاب میکند، متناسب با همین اندیشههاست .
عنصر دیگری که حضرت امام در ارتباط با بعد فکری نهضت عاشورا برای احیای آن تلاش و اقدام کردند، عنصر امر به معروف و نهی از منکر بود . همانطور که گذشتیکی از اهداف اصلی قیام حسینی، امر به معروف و نهی از منکر بود، حضرت امام در این زمینه هم، اجتهاد و رای غالب فقها را دگرگون ساخته، نظر دیگری ارائه کردند . از لحاظ فقهی یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تاثیرگذاری آن میباشد که در غیر این صورت وجوب آن ساقط است . در نظر امام، ایجاد شرایط تاثیرگذاری هم واجب است . امام اینها را از قبیل شرط واجب قرار داده است که تحصیل آنها واجب است . به همین دلیل در تحریر الوسیله میفرمایند که: «اگر در سکوت علمای دین، ترس این باشد که منکری معروف بشود و بالعکس، مسلمانان باید اقدام کنند، اگر چه بدانند تاثیری ندارد .» (3)
شاید بتوان گفت این رای امام نیز الهام گرفته از اندیشه امام حسین (ع) در انقلاب بر ضد یزید بود; زیرا حال در آن زمان نیز عده زیادی به دلایل مختلف مانع از حرکت امام حسین میشدند . ولی امام حسین (ع) امر به معروف را به صورت مطلق و بدون توجه به امکان تاثیر گذاری آن، هدف خویش قرار داده بودند . حضرت امام در همین راستا و بر اساس همین منطق عمل میکردند .
امام درباره شرایط امر به معروف و نهی از منکر و نیز جهتگیری عمده آن میفرماید:
اگر خوف آن باشد که منکر معروف یا معروف منکر شود، هر چند یقین داشته باشند که انکارشان هیچ تاثیری درفاعل آن ندارد، اگر سکوت آنها موجب تقویت ظالم و یا تایید او شود، هر چند بدانند اظهار علم ایشان در برطرفنمودن ظلم او تاثیری ندارد، اگر سکوت آنها موجب تجری ستمکاران در ارتکاب سایر محرمات و پدید آوردن برخیبدعتها شود، هر چند انکارشان در جلوگیری از حرامی که ظالم مرتکب میشود، اثر نداشته باشد، و بالاخره اگرسکوت آنها باعثشود که مردم نسبتبه ایشان سوءظن پیدا کنند و حرمتشان هتک شود، به گونهای که مثلا مردمآنها را اعوان ظلم بخوانند، واجب استبر آنان که ظلم را نهی از منکر نموده، ننگ و عار را از ساحتخود دور سازند; هر چند بین آنان هیچ اثری در رفع ظلم نداشته باشد . (4)
همانطور که کاملا مشخص است امام جهتگیری امر به معروف را کاملا متوجه حکومت میداند که از مسیر عدالتخارج گشته و در راه جور گام بر میدارد . امام این اندیشه را همواره هم در آثار فقهی خود و هم در جهتگیریها و پیامهای انقلابی خود مورد توجه قرار دادند و با ارائه یک فتوای فقهی جدید و با الهام از قیام عاشورا، زمینه را برای دگرگونی انقلابی در جامعه فراهم ساختند .
حرکت اساسی دیگری که امام انجام داد و در روند انقلاب، بسیار مؤثر افتاد تحریم تقیه بود که یکی از عناصر ثابت موضع در قبال حکومتها بود . اینجا باید گفت که امام در این موضع خود چون امام حسین (ع) حرکت کرد . امام حسین در دوره یزید اموی، تشخیص داد که اگر شخصی چون یزید بر مسلمانان حکومت کند، باید با اسلام خداحافظی کرد . بنابراین بدون هرگونه ملاحظه محافظهکارانه و محتاطانه، برای حفظ اسلام از نابودی، انقلاب کرد . به نظر میرسد که منطق امام در نفی و تحریم تقیه کاملا تابع منطق امام حسین (ع) است . امام به این نتیجه رسیده بودند که روند سیاستهایی که شاه و رژیم پهلوی در پیش گرفته است، نهایتا به نابودی اسلام و اصل دیانت منتهی خواهد شد . در چنین وضعیتی دیگر تقیه هیچ معنایی ندارد; چون اصولا مبنای تقیه حفظ اعتقادات است، ولی زمانی که اساس اعتقادات در خطر است، زمان مبارزه آشکار است . تحریم تقیه به عنوان عنصری که تحت تاثیر اندیشه عاشورایی است، در شکلگیری و گسترش انقلاب اسلامی تاثیری عظیم بر جای گذاشت .
در تاریخ تشیع، ائمه معصومین (ع) و علمای شیعی حتی در بیان دیدگاههای خود در قبال حکومت و حکام جائر تحتشدیدترین فشارها بودند و به همین دلیل هم تقیه را به عنوان یک تاکتیک عملی برای حفظ اعتقادات خود در پیش گرفته بودند . امام با فراخوانی مردم به انقلاب اسلامی جهتبرپایی حکومت اسلامی، نه تنها تشیع را از موضع تدافعی - که تقیه از مظاهر بارز آن بود - خارج ساخت، بلکه آن را در موضعی کاملا تهاجمی برای بر هم زدن و سرنگونی حکومت ظالم قرار داد; همان هدفی که امام حسین (ع) هم در قیام عاشورا آن را دنبال میکرد ولی به علل مختلف نتوانستبدان نایل گردد .
یکی از جنبههای مهمی که در نهضت عاشورا نمایان بود شهادتطلبی در راه ایمان و عقیده بود، شهادت به عنوان عنصری اساسی در نهضت عاشورا تاکید کرده و این عنصر را نیز در قالب برداشت کلی خود از نهضت عاشورا قرار میدادند . بر این اساس اگر براساس قیام عاشورا مبارزه با حکومت جور و ظالمانه واجب است، انسان باید در این راه برای شهادت و جانبازی نیز آماده باشد; همانگونه که سیدالشهداء عمل کردند . امام از این تبیین هم در مرحله انقلاب اسلامی و هم پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در جریان جنگ تحمیلی برای بسیج ملت در راه برقراری و حفظ حکومت اسلامی استفاده کرد:
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا دستور آن است که این برنامه سرلوحه زندگی است در هر روز و در هر سرزمینباشد . این دستور آموزنده تکلیفی است و مژدهای . تکلیف از آن جهت که مستضعفان، مامورند چون سرور شهیدانقیام کنند و مژده که شهیدان ما را در کنار شهیدان کربلا قرار داده است . (5)
البته شهادت در آثار امام اعم از آثار سیاسی و آثار اخلاقی و عرفانی جایگاه عظیمی دارد و امام در تفسیری که از شهادت به دست میدهد، علاوه بر بعد معنوی و ارزشی آن، به اهداف سیاسی آن نیز نظردارد . به عبارت دیگر از نظر امام شهادت در راه خدا نه تنها نوعی ارزش معنوی، محسوب میشود، بلکه فی نفسه و در هر شرایطی دارای اهداف و آثار سیاسی نیز میباشد و شهادت علاوه بر اینکه ارزش بسیار بالایی محسوب میشود، آن هدفی که انسان به خاطر آن شهید میشود، ارزش بسیار بیشتری دارد و در این راستا شهادت در راه آرمان وهدف تشکیل و حفظ حکومت اسلامی، دارای عالیترین ارزشها میباشد . (6) حضرت امام در این تبیین از شهادت، بیش از هر حادثه تاریخی در اسلام، از حادثه عاشورا که اوج شهادتطلبی والاترین انسانها در راه وصول به حقیقت و حفظ دیانت اسلام بود، چشم داشتند و آن را الهام بخش مردم میدانستند . امام در این باره جملات زیادی دارند . در یک جا میفرمایند: «مگر خون ما رنگینتر از خون سیدالشهداء است؟ چرا بترسیم از اینکه خون بدهیم .» «با این تفسیرها حادثه کربلا را از مکتب بودن خارج کردهایم . وقتی که از مکتب بودن خارج کردیم، دیگر قابل پیروی نیست . از اینجا ما حادثه را از نظر مفید بودن، عقیم کردیم .» (7)
دکتر شریعتی و قرائت انقلابی از عاشورا
از چهرههای دیگری که در انقلابی کردن مردم از طریق تمسک به الگوها و نمادهای عاشورایی نقش عمیق و اثرگذاری ایفا کرد، دکتر علی شریعتی بود . در واقع یکی از محورهای اصلی برنامه سیاسی و انقلابی شریعتی، احیای وجه انقلابی ائمه معصومین به ویژه قیام عاشورا و حرکت امام حسین (ع) و حضرت زینب بود تا بتواند از طریق این پتانسیل قوی اعتقادی و سیاسی که در شیعیان وجود دارد، آنان را به حرکت انقلابی وادارد . از نظر دکتر شریعتی شیعه واقعی کسی است که همواره به تاسی از حضرت علی و امام حسین (ع) با نظام جور و غیر عادلانه در حال مبارزه باشد و پشت ظلم و زور را به لرزه در آورد . شریعتی مردم را به الهام از امام حسین برای قیام بر ضد ظلم و ستم فرا میخواند و در این میان با شعایر و اندیشههایی که براساس اندیشه شیعی و نهضت عاشورا شکل گرفته بودند، ولی در عمل به جای تحرکبخشی، مانع از حرکتبودند، به مقابله برخاست . شعائری چون عزاداری و مفاهیمی چون تقیه که همگی به نحوی با نهضت عاشورا در ارتباط بودند، در اندیشه شریعتی تبدیل به عوامل انقلابی شدند . شریعتی مراد از این شعائر و مفاهیم شیعی را ایجاد وحرکت انقلابی و قیام بر ضد نظامهای غیر عادلانه میدانست، نه عاملی برای تعظیم در مقابل آنها . به همین دلیل آنها را چنان در اندیشه خود بازسازی کرد که با بازگرداندن آنها با مفاهیم اصلی که در فرهنگ شیعه داشتند، نقش عظیمی در ایجاد روحیه انقلابی در نسل جوان به ویژه دانشگاهیان داشت . در آثار دکتر شریعتی «شهید» مفهوم حماسیتر و سیاسیتر پیدا کرد . شریعتی در آثار خود، تحت عنوان «شهادت» ، «پس از شهادت» «ثار» و «یاد و یادآوران» به تبیین حماسی از این مفهوم پرداخته است .
شریعتی معتقد است که درک عمل امام حسین (ع) بدون درک مفهوم «شهادت» غیر ممکن است و شهادت را عالیترین و مهمترین بعد نهضت عاشورا میداند که باید به خوبی درک شود تا عمق حرکت امام حسین معلوم شود . در عین حال همانند شهید مطهری با این نظریه که شهادت امام حسین را عاملی برای شفاعتشیعیان قلمداد میکند، به شدت مخالفت میکند و آن را تحت تاثیر روح صوفیانه و بینش مسیحیت میداند که قیام امام حسین را پوچ و بی معنی میکند . شریعتی شهادت را مرگ دلخواهی میداند که مجاهد با همه آگاهی و همه منطق و شعور و بیداری خویش، خود انتخاب میکند و هدف از این انتخاب تضمین بقای یک ایمان و یک عقیده است و امام حسین به همین دلیل به شهادت رسید . شریعتی از این منظر و به عنوان الگویی از حماسه حسین (ع) در عاشورا، شهادت را یکی از بهترین و حیاتبخشترین سرمایههای شیعیان در طول تاریخ میداند و بر این مسئله تاکید میکند که شیعه واقعی به جای بزرگداشتشهیدان، خود برای ادامه راه آنان و حفظ آرمان آنها و دفاع از عقیده و ایمانی که آنان در راه آن به شهادت رسیدهاند و مبارزه با ظلم و حکومت جور، آماده شهادت باشد . (8) شریعتی با قرائت نوی که از شهادت در عاشورا ارائه میدهد، راه شیعه عاشورایی را ادامه همان انقلاب حسینی میداند . اینجاست که در زمینه ایجاد شور انقلابی در عرصه انقلاب اسلامی هم نقش آفرینی میکند . این دیدگاه شریعتی تاثیر ماندگاری در ایجاد میل به شهادت در جوانان انقلابی آن دوره گذاشت که بویژه در میان محافل دانشگاهی محسوستر بود و در واقع امام هم قرائتی این چنینی را با اتکاء به بینش مذهبی سنتی حاکم بر توده ملت، در میان همه ملت ایران مطرح کرد .
شریعتی مسؤولیتشیعه بودن را در هر عصری و نسلی، از هر چیزی و هر کسی به «کربلای انقلاب» و «حسین شهادت» گریز زدن و «رهبری» و «برابری» را اصل ایمان خویش و هدف خویش و تحقق آنرا مسؤولیتخویش دانستن، میداند (9) و اینها همه یعنی همواره آماده انقلاب و شهادت بودن . در مجموع شریعتی با برداشت انقلابی از عناصر فکری و اعتقادی فرهنگ تشیع و بازاندیشی در نمادهای مربوط به عاشورا و قیام امام حسین (ع)، نقش مهمی در دمیدن روحیه انقلابی در درون جامعه ایران ایفا کرد .
شهید مطهری و الگویابی از حماسه حسینی
یکی دیگر از شخصیتهایی که با قرائت انقلابی از اندیشه و نمادهای عاشورا در شکلگیری انقلاب اسلامی مؤثر بود، مرحوم شهید مطهری است . استاد مطهری، نقش برجستهای در ارائه تفسیر نو از اسلام و تشیع و عاشورا داشت و با تفسیر مجدد بسیاری از مفاهیم و آموزههای تشیع، بویژه عاشورا، شهادت و تقیه ، به احیای اندیشه انقلابی عاشورا همتبست . وی با این پیشفرض که «اسلام دینی است که به پیروانش حس پرخاشگری و مبارزه و طرد و نفی وضع نامطلوب را میدهد، و فرهنگ شیعی یک فرهنگ زنده، حرکتزا و انقلابآفرین است و در هیچ یک از فرهنگهای دیگر چنین عناصر حرکت زایی وجود ندارد، (10) در صدد برمیآید تا مجموعه مفاهیم و آموزههای دینی شیعه را در چارچوبی منسجم و انقلابی تدوین کند .
مهمترین مقولهای که مطهری به عنوان یک متفکر و احیاگر دینی به آن میپردازد و تلاش فراوانی برای ارائه تفسیری جدید و متناسب با نیازها و شرایط سیاسی زمان از آن به عمل آورد، نهضت عاشورا و قیام خونین امام حسین (ع) است . وی تفسیری که حادثه کربلا ارائه شده است و واقعه عاشورا و علت کشته شدن امام حسین (ع) را مبتنی بر یک دستور خصوصی تلقی کردهاند، خلاف روح و منش اسلامی میداند و سخت علیه این گونه تفاسیر میتازد .
نمادهای نهضت عاشورا و تاثیر آن بر انقلاب اسلامی
حادثه عاشورا با عمق فاجعهای که داشت تاثیر عمیق و ماندگاری در ذهن و جان شیعیان گذاشت که در طول تاریخ یا تغییراتی که در آن بوجود آمده، جوهر آن ثابت و پایدار مانده است . این حادثه یادآور آرمانخواهی، شهادتطلبی، ایثارگری و مبارزهجویی در میان پیروان امام حسین (ع) است . پس از وقوع آن نیز شیعیان برای زنده نگه داشتن آن سنتهایی چون عزاداری، آیینهای تعزیه و شبیهخوانی و مراسم اربعین را ایجاد کردند که همگی وجه تمایز فرهنگ شیعه از فرهنگهای دیگر محسوب میشوند . این نمادها در فرهنگ شیعه در طول تاریخ و به تبع شرایط زمانی و مکانی کار کردهای متفاوتی داشتهاند . زمانی کارکرد سکون و آرامش، و زمانی کارکرد انقلاب و حرکت . با این حال ماهیت اصلی این نمادها انقلابی و مبارزهجویانه است و به صورت طبیعی، ظرفیت انقلابی شدن را داشتهاند، چون منشاء اصلی آنها انقلابی بوده است، ولی بسته به شرایط سیاسی، اجتماعی و نوع نگاه مردم، علما و اندیشمندان به آن، نوع بهرهبرداری از آن متفاوت بوده است . همچنین میتوان گفت که این آیینها، صرف نظر از کارکرد سوگواری که همواره داشتهاند، از لحاظ تاریخی همیشه ماهیتسیاسی داشتهاند و در برگیرنده نوعی اعتراض به قدرتهای سیاسی حاکم و نامشروع بودهاند .
در اینجا تاثیر قرائت انقلابی این آیینها را در شکلگیری انقلاب اسلامی بررسی میکنیم:
1 . عزاداری
عزاداری، تاریخی طولانی دارد و اهل بیت - علیهم السلام - اولین عزاداران امام حسین بودند که شیعیان را نیز به این امر سفارش فراوان میکردند تا برای زنده نگه داشتن یاد امام حسین و عاشورا هر سال به عزاداری بپردازند . (11) به همین دلیل به تدریج این عزاداریها در بین شیعیان به سنتی پایدار تبدیل شد و با گذشت زمان، هم ابعاد گستردهای پیدا کرد . این عزاداریها در دورههای مختلف و با توجه به شرایط سیاسی - اجتماعی حاکم، کارکرد متفاوت و جداگانهای را ایفاء داشتند . گاه این عزاداریها صرفا آیینی مذهبی بوده است; یعنی که شیعیان برای دلسوزی نسبتبه امام حسین و فرزندانش به سوگواری میپرداختند و تا حد زیادی این مراسم تهی از کارکرد سیاسی اجرا میشد . گاه نیز از این مراسم، روایتی سیاسی و انقلابی مطرح میشد که بر اساس آن عزاداران امام حسین (ع) در راه مبارزه با ظلم و حکومت جور باید به تبع شهدای کربلا حرکت کنند . در دوران معاصر، امام خمینی (ره) روایتی کاملا سیاسی از عزاداری امام حسین (ع) ارائه میدهد; روایتی که با گفتار غالب در زمان حضرت امام تفاوت اساسی داشت:
شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم برایسیدالشهداء! نه سیدالشهداء، احتیاج به این گریهها دارد و نه این گریهها خودش فی نفسه یک کاری از آن میآید . . . . مسئله، مسئله گریه و تباکی نیست، مسئله، مسئله سیاسی است، که ائمه ما با همان دید الهی که داشتند، میخواستند که این ملتها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند . (12)
این تلقی از عزاداری امام حسین، موجب ایجاد شور سیاسی در عزاداریها شد و در واقع این عزاداریها را از مراسم سوگواری صرف که با هدف آموزش فردی صورت میگرفت، به یک حرکت هدفدار سیاسی تبدیل کرد که به لحاظ اینکه همواره در طول تاریخ ماهیت جمعی و خودجوش داشته است، از سوی رژیم پهلوی غیرقابل کنترل گردید . البته باز هم تاکید میشود که این مراسم خود هویتسیاسی داشت، ولی در طول تاریخ به دلایل مختلف این بعد سیاسی آن مکتوم مانده بود و امام از این ظرفیت آن به خوبی آگاه بود و به همین دلیل تاکید میکرد که «این جنبه سیاسی این مجالس، بالاتر از همه جنبههای دیگری است که هست .» (13)
سؤال این است که چرا امام این بعد از عزاداریها را بسیار برجستهتر از ابعاد دیگر آن مطرح کرد، به حدی که فلسفه وجودی عزاداری را کارکردهای سیاسی آن میشمرد؟ در واقع هدف امام از ترویج این گفتار در جامعه استفاده از ظرفیتبسیار بالای بسیج در این عزاداریها بود که در هیچ مراسم آیینی و مذهبی دیگری وجود نداشت و در عین حال رژیم هیچ گونه نفوذی در این مراسم هم نداشت . به همین دلیل هم امام مقاطع همزمان با این عزاداریها یعنی ماههای محرم و صفر را برای ارسال پیامهای تاریخی و کوبنده خود برمیگزیدند و در واقع حضور مردمی در این ماهها بود که موجبات سقوط رژیم را فراهم کرد . در عین حال مردم هم در مراسم عزاداری عاشورا، با آرمانهای انقلاب اسلامی همدلی بیشتر احساس میکردند و این آرمانها را کاملا منطبق با آرمانهای امام حسین (ع) در نهضت عاشورا میدانستند .
از سوی دیگر در محافل دانشگاهی هم به زدودن مفهوم سنتی عزاداری که بر جامعه شیعی حاکم شده بود، همت گماشتند و عزاداریهای عاشورا را به عنوان عامل سازنده، حرکتساز و بالنده در اندیشه تشیع معرفی کردند که با گفتمان غالب در آن دوره هیچ قرابتی نداشت . شریعتی به نقد اجتماعی و سیاسی و مذهبی مراسم عزاداری عاشورا از لحاظ فلسفه وجودی و روش عزاداری پرداخت و گفتمانی انقلابی را از عزاداریها ارایه کرد که در جریان انقلاب اسلامی مؤثر بود . شریعتی اصل سوگواری را یک سنت انقلابی میداند که از نظر روحی و اعتقادی در پرورش و ایمان و تلطیف روح اخلاقی و عاطفی فرد، اثر عمیق و آموزنده دارد و این سنتبه یک مبارزه دائمی با دستگاه حاکم و نامشروع میانجامید . شریعتی در آثار خود به این بعد مبارزهجویی و ستم ستیزی عزاداری امام حسین توجه بیشتری کرده، و به دنبال احیای آثار سیاسی و مذهبی عزداری امام حسین (ع) بود تا آن را از سکون و آرامش، خارج ساخته، وسیلهای برای اعتراض و انقلاب و تداوم راه حسین (ع) در دورانهای مختلف تبدیل کند و نماد دائمی مبارزه با دستگاههای حکومتی . (14)
همچنین شهید مطهری روایت جدیدی را از عزاداری برای امام حسین (ع) مطرح کرد که در آن فلسفه عزاداری کاملا متفاوت بود . در گام اول از دیدگاه شهید مطهری هدف سوگواری و عزاداری دریافتشفاعت امام حسین (ع) نیست، حتی این فکر، اندیشهای کاملا خطرناک است: «این فکر، امام حسین (ع) را به کلی مسخ میکند و او را به صورت سنگر گنهکاران درمی آورد و قیام او را کفاره عمل دیگران قرار میدهد .» (15)
شهید مطهری نیز مفهومی انقلابی از عزاداریها ارایه میدهد:
عزاداری سنتی امروز امام حسین (ع) تبدیل حرکتبه بنیاد است . این عزاداری . . . در اصل فلسفهاش تهییجاحساسات علیه یزیدیها و ابنیزیدیها و به سود حسنیها و حسینیها بوده . در شرایطی که حسین به صورت یکمکتب در یک زمان حضور دارد و سمبل راه و روش اجتماعی معین و نفی کننده راه و روش موجود معین دیگریاست، یک قطره اشک برایش ریختن . . . یک مبارزه اجتماعی است . (16)
در انقلاب اسلامی کارکرد نمادین نهضتحسینی در تداوم حرکت انقلابی اثر گذارتر بود . روح اندیشه عاشورا در انقلاب اسلامی ایجاد کننده اصلی حرکتبود، ولی مردم برای ادامه حرکت و مجاهدت خویش از این نمادها مدد میگرفتند که شاید بتوان گفت که اگر روح عاشورایی و منطق قربانی کردن جان و مال رادر راه خدا که از نهضتحسین (ع) سرچشمه گرفته بود، وجود نداشت، انقلاب با این حجم و گستردگی و سرعتبه پیروزی نمیرسید .
به هرحال یکی از مهمترین نمادهای نهضت عاشورا در فرهنگ سیاسی، عزاداریها بود که تحتالشعاع اندیشههای انقلابی رهبران انقلاب، عزاداریهای امام حسین (ع) به محملی برای اعتراض سیاسی تبدیل شد و ماهیتسنتی این عزاداریها را دگرگون ساخت .
اهمیت عزاداریها و ایام و ماههای عزاداریها در روند انقلاب اسلامی، بسیار جدی است; به نحوی که مهمترین و کوبندهترین راهپیماییهای مردمی در روزهای عاشورا و تاسوعا و در ایام محرم و صفر بود . یکی از این راهپیماییهای پرشور، راهپیمایی عاشورا 1357 بود که نقطه پایانی بر عمر رژیم پهلوی محسوب میشود . در این راهپیمایی حدود 20 میلیون نفر در کل ایران برضد رژیم به حرکت درآمدند و در قطعنامهای که صادر کردند، قبل از هر چیز بر پیمان خویش با قیام تاریخی امام حسین (ع) تاکید کردند:
«در این روز بزرگ تاریخی عاشورا، روز شهادت شکوهمند الهام بخش سرور آزادگان، پیشوا و امام مسلمین جهان حسین بن علی علیه السلام - و یاران رزمنده و وفادارش ملت مبارز ایران با راهپیمایی بزرگ و کم نظیر خود . . . قبل از هر چیز پیوند و پیمان خود را با قیام تاریخی و تاریخساز کربلا و اهداف مقدس بار دیگر تجدید میکنند .» (17)
در عین حال اهدافی که در همان قطعنامه آورده شده بود، به طور عمده تحت تاثیر انقلاب عاشورا بود که عبارت بود از سقوط و برچیده شدن بساط شاه و رژیم سلطنتی استبداد و برقراری حکومت عدل اسلامی براساس آرای مردم . (18)
2 . اربعین:
با وجود اینکه سنت اربعین از عزاداریهای مربوط به عاشورا مجزا نیست، ولی به لحاظ نقشآفرینی مستقل آن شایسته بررسی جداگانه میباشد . سلسله اربعینها در جریان انقلاب اسلامی به نحوی عمل کرد که موجب ایجاد جنبشی دائمی بر ضد رژیم پهلوی شد و این سنتباعث گردید که انقلاب اسلامی بدون انقطاع به حرکتخود ادامه دهد . این استمرار به نحوی بود که از هر گونه، ابتکار عمل را از رژیم سلب میکرد و مانع از مدیریتبحران قوی میشد . شاید اگر این سنت اربعین در جریان انقلاب اسلامی وجود نداشت، هم انگیزه مردم برای حضور در صحنههای انقلاب کاهش مییافت و هم رژیم به لحاظ فاصلهای که بین حرکتهای مختلف ایجاد میشد، فرصتبیشتری برای کنترل پیدا میکرد . همچنین این اربعینها به نحوی بود که کاملا خودجوش بود و به همین دلیل مردم با شور دینی در این مراسمها شرکت میکردند . اولین اربعینی که در جریان انقلاب اسلامی شکل گرفت، قیام 29 بهمن تبریز بود که در گرامیداشت چهلمین روز سرکوب مردم قم در 19 دیماه صورت گرفت . پس از آن در اربعین شهدای تبریز در یزد قیام گستردهای صورت گرفت و این حرکتهایی که به خاطر اربعین صورت میگرفت، به اتحادیه مختلف و با شدت و تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت .
از بعد دیگر خود این مراسم اربعین موجب ایجاد پیوند نزدیکی بین انقلاب اسلامی و حادثه عاشورا بود و از طریق این سنت که ریشه در عاشورا داشت، مردم همدلی بیشتری بین انقلاب اسلامی و انقلاب امام حسین (ع) احساس میکردند و در نتیجه در راه آن ایثار و جانفشانی میکردند .
پینوشتها:
1 . در مورد ماهیت جنبشهای معاصر اسلامی ر . ک . عباس زارع، آخرین انقلاب قرن، ج دوم، دفتر اول .
2 . ر . ک . حمید عنایت، اندیشه سیاسی اسلام .
3 . تحریرالوسیله، ج 1، ص 437 .
4 . تحریرالوسیله، الجزء الاول، صص 474 - 473 .
5 . صحیفه نور، ج 9، ص 57 .
6 . ر . ک . ایثار و شهادت در مکتب امام خمینی، صص 77 - 45 .
7 . مرتضی، مطهری، حماسه حسینی، جلد یکم، انتشارات صدرا، 1371، ص 67 .
8 . ر . ک . به علی شریعتی مجموعه آثار، ج 19، مقالات ، شهادت، پس از شهادت، بحثی راجع به شهید .
9 . ر . ک . علی شریعتی، مجموعه آثار، ج 7، ص 267 .
10 . مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، انتشارات صدرا، 1378، ص55، 188 .
11 . ر . ک . علی نظری مستقری، فرهنگ عاشورا در سیره و آثار اهل بیت معصومین (ع) در مجموعه مقالات کنگره بینالمللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا، دفتر سوم، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1375 .
12 . صحیفه نور، ج 13، ص 153 .
13 . صحیفه نور، ج 13، ص 153 .
14 . علی شریعتی، مجموعه آثار، ج 9 .
15 . مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج اول نشر صدرا، ص 77، 127 .
16 . مرتضی مطهری، انقلاب اسلامی، پیشین، ص 29 .
17 . به نقل از جواد منصوری، سیر تکوین انقلاب اسلامی، در دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی 1379، صص 332 - 331 .
18 . همان .
0 Comments:
Post a Comment